قسمتی از کتاب
سینا، سینا، عباس!
«سینا جان» به گوشی بابا؟
منم پدرت«عباسعلی علیزاده». حالت خوبه بابا؟
حال مادرت خوبه؟« سینا جان» صدامو داری بابا؟
دختر بابا«ندا» حالش چطوره؟
سینا جان! هوای خواهرت رو داشته باشی. تو الان تکیهگاه خونهای سینا جان!
جای همه شما خالیه...